خرید بک لینک

در خانه‌ٔ مادرم یک موضوع بسیار مهم وجود داشت و آن هم پیازداغ بود. در تمام عمری که آن‌جا زندگی می‌کردم، مامان پنج صبح بیدار می‌شد و روی کوچک‌ترین شعلهٔ گاز با کمترین درجه، پیازداغش را بار می‌گذاشت. هنوز نمی‌دانست برای ناهار قرار است چه چیزی بپزد، فرقی هم نداشت، مهم آماده شدن پیازداغ بود. اوایل زندگی مشترکمان من هم همین کار را می‌کردم. بعدها دیدم در خیلی از غذاها می‌توان پیازداغ نریخت و به جایش صبح‌ها بیشتر خوابید.

برچسب: نویسنده: پرهام کوهی تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 10:30

صفحه بندی